عبد الله الأنصاري الهروي ( خواجه عبد الله الأنصاري )

133

كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى )

آن خداى را بر من حق است . مصطفى گفت : بينكما ما بين كلمتيكما . عمر بر مقام شريعت بود و ثمر . اهل شريعت نعيم بهشت است . ابو بكر بر مقام حقيقت بود و ثمرهء اهل حقيقت روح مشاهده است ، حساب اهل شريعت بموقف است حساب اهل حقيقت بر بساط انس است ، در مقعد صدق عند مليك مقتدر . يَوْمَ يُحْمى عَلَيْها فِي نارِ جَهَنَّمَ فَتُكْوى بِها جِباهُهُمْ وَ جُنُوبُهُمْ وَ ظُهُورُهُمْ . خص المواضع الثلث من البدن و هى الجبهة و الجنب و الظهر بالكىّ ، لان البخيل اذا سأله السائل زوى جبهته ثم اعرض عنه ثمّ وليه ظهره . پيشانى كه خواجه بوقت سؤال سائل فرا ، هم كشد ناچار بر آن داغ نهند . پهلو كه از سر كبر بر درويش زند و پشت كه بر گرداند ، هم چنان ، تا دانى كه درويش را در آن حضرت جاه و مقدار است . و شرف درويش آنست كه چون توانگر را اعتماد بر دنيا بود درويش را اعتماد بر مولا بود ، هر گه كه توانگرى بخداى تقرّب كند بوسيلت درويش كند و اگر درويش بتوانگر از بهر دنيا تقرب كند از دين بر آيد . مصطفى از اينجا گفت : من تواضع غنيّا لغناه ذهب ثلث دينه . هر كه تواضع كند توانگرى را از بهر توانگرى وى سيكى از دين وى رفت ، و اگر به زبان مدح گويد دو سيك رفت ، و اگر بدل او را تعظيم نهد جملهء دين وى در سر آن شد . درويش بود كه با دين پيش توانگر در شود بىدين بيرون آيد و توانگر ، با گناه پيش وى شود بىگناه بيرون آيد ، پس خلق ، ايشان را درويش ميخوانند و توانگر بحقيقت ، خود ايشان‌اند . مصطفى گفت : ملوك تحت اطمار . إِنَّ عِدَّةَ الشُّهُورِ عِنْدَ اللَّهِ اثْنا عَشَرَ شَهْراً . . . الآية لما علم انهم لا يداومون على ملازمة القرب ، افرد بعض الشهور بالتفضيل ليحصوها باستكثار الطاعات و امّا الخواص من عباده فجميع الشهور لهم شعبان و رمضان و جميع الايام لهم جمعة و جميع البقاع لهم كالمساجد و فى معناه انشد : يا رب ان جهادى غير منقطع * فكل ارضك لى ثغر و طرسوس إِنَّ عِدَّةَ الشُّهُورِ عِنْدَ اللَّهِ اثْنا عَشَرَ شَهْراً . گفته‌اند حكمت در آنكه رب العزة روزگار را بر دوازده ماه نهاد آنست كه تا بر عدد حروف توحيد بود و هى : « لا إله الا اللَّه » . تحقيق آن خبر را كه مصطفى گفت : بالتوحيد قامت السماوات و الارض . دور فلك در آسمان